|
دیشب نماز بر بدنم گریه کرده بود نور سفید مه کفنم هدیه کرده بود دیشب برای خاطر دل غمگین اشک من ابری ز خاطره ز نوا خنده کرده بود دیشب چراغ،حافظه،اندیشه،فصل سرد... آری،غلط نکنم ..وخدا گریه کرده بود آغوش گرم خیال وصال دوست ترس همیشه رفتن او،گریه کرده بود دیشب تو را به صبح نرو از برم هنوز فردا مرا ز جفا خسته کرده بود دندان زندگی بکشید اشک عاقبت دیدار اشک او قدمم بسته کرده بود محسن حجازی (اشک) آبان ۸۸
|
درباره من![]()
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآبان 1388شهریور 1388 مهر 1387 فروردین 1387 پیوندها
نا شكيبا
معرفي |